میشه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده
آقاي پپسي كولا!
كاري كنيد كه غزه در محاصره كامل است
اهرام مصر!
خداي معبد آمون!
خواب گزاران اعظم
كاري كنيد
كه من خواب سه مار سياه ديده ام
كه مغز سيصد و شصت و پنج روز را
در سيني ماه
مي بردند بر سر
خواب سيصد و شصت و پنج ستاره خوني
و خواب نيل كه با ساطور
سيصد و شصت و پنج تكه شد
من خواب يوسف را ديدم
در چاه نفت افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فرياد مي زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار كم!
من خواب ناوها و شمشيرها و بارانها ديده ام
ديدم كه جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدين قسام
و صلاح الدين
دروازه هاي غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سياه
بر شانه هاي حسني مبارك
وشاه چموش اردن و امير پروفسورالريش!
ديدم كه پادشاهان عرب
خوراك مغز جوانان غزه را
در سه ديس كنفرانس
به پادشاه كشور يأجوج
تقديم مي كنند
آقاي بي بي سي!
گويا نيوز!
شما كاري كنيد!
چرا كسي كاري نمي كند براي غزه
تعبيري براي خواب من زخمي
مارادوناي عزيز پرتقالي!
تو كاري كن!
شيخ بدون چشم!
صاحب فتواي زمين نمي چرخد
و عكس حرام...
امير نفت!
كه با برادر ناتني ات
عربي رقصيدي
يك غلطي كن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما كاري كنيد!
كه غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نيست
به صاحبان كليسا نه
به خادم الحرمين
به الازهر
به كبارالعلما
هرگز!
آنان براي فتوا بر عليه نماز
با دست باز
آنان فقط
براي مصرف صابون و ادكلون
محرم شدن
و انتخاب حلق و تقصير
و حرمت صيد حرم
آفريده شده اند
آقاي اسكولاري!
تو كاري كن!
آقاي چلسي!
خانم هاليوود!
شما كاري كنيد!
خانم آيشواريا!
عروس آميتاباچان عزيز!
شما كاري كنيد!
و شما
اي اسبهاي اصيل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح ايد
نه از نژاد براق
از نژاد اينترنت ايد و چت روم و آزمايشگاه
از نژاد يورو و جكوزي
سوارانتان را كشتند
و پادشاهانتان را اخته كردند
مردانگي تان را كشيدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواري بدهيد
ورستگار شويد
كه شيوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط كرد
با اين همه هنوز شما
مردتريد از آن سه مار
شما كاري كنيد
كه سازمان ملل تعطيل است!
شاعر : عليرضا قزوه
سلام بر حسین (ع)
و سلام بر محرم الحرام

السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهارولا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین
سلام بر محرم
سلام بر محرم، سلام بر ماه غم، سلام بر طلیعه حزن و ماتم.
سلام بر حسین، سلام بر خون خدا، سلام بر سبط مصطفی، سلام بر زاده علی و زهرا.
سلام بر کربلا، سلام بر کویر تف دیده تشنه خون، سلام بر صحنه تجلی عشق اله، سلام برسرزمین بلا.
سلام بر زینب ، سلام بر دختر علی، سلام بر ظفرمند عرصه دلدادگی، سلام بر غیرت آموز مکتب حسین.
ماه آغازین سال هجری قمری! و ماهی که آغازش با عشق به فنا شدن در راه خدا است.
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
ای ماه خدا!
در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای!
سپیده صبح محرم سرزد و دل هزاران عاشق حسین به خروش برآمد. سالی نو رسید و حجاب ظلمت و غفلت به تجلی حسینی دریده شد.
دریغا که خون حسین و اشک یتیمان و رعد صدای زینب، دل در تکاپو نیندازد و زنگار از قلب نزداید. هان، محرم آمد و صدای "هل من ناصر" حسین در صحرای کربلا نه که در تمام زوایای عالم پیچید. زهره در تکاپو آمد و کیهان را غیرت درگرفت. آیا یاوری هست؟ آیا دین را نزد مسلمانان بهایی هست؟ آیا خون خدا را می توان به خونخواهی برنخواست؟
آیا در ظلمتکده ای چنین رنگین و صحنه ای چنین مرصع و بازاری چنین آباد از متاع عشق و غیرت و آزادگی چیزی یافت می شود؟ از نگرانی برای دین خبری هست؟ که اگر نیست شما را با حسین چه کار؟
محرم جلوه عشق حضرت حق و رسیدن به مقام "راضیه مرضیه" است. حسین بن علی(ع) با لشکری از نور به قلب شب زد تا دلدادگی خود به حضرت دوست و دلسوزی برای اسلام عزیز را به تصویر کشد. مگر نه این است که در خانه نشستن برایش میسور بود و رسیدن به همه مقامات و متاعات مقدور؟ اما هیهات که کاخ ظلم سربرافرازد و فرزند علی ساکت بماند. همان علی که اشک یتیم را تاب نمی آورد و بی مروتی را به نظاره نمی نشست. حسین همان علی است با یارانی با وفا و خاندانی از جان گذشته که رحل اقامت در مسلخ عشق دوست انداختند و جان شیرین برایش باختند.
شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع) بر همه شیعیان جهان تسلیت باد .
عصر(عج) و تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم.

سلام بر حسین / سلام بر تشنه لبی که در صحرای کربلا بی یار و یاور ماند . سلام بر آن بدن مجروح .سلام بر یتیمانش . سلام بر خواهر قد خمیده اش . سلام بر سجاد بیمارش وسلام بر همه ی شجاعان و قهرمانان کربلا ...

عید سعید غدیر بر همه رهروان و ره پویان راه علی (ع) مبارک باد .

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این کاه را ،چون کوه سنگین می کند ، آنگاه
چه آتشها که در این کوه بر پا می کنم هر شب
تماشایی ست پیچ و تاب آتش ، هـــا..... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردید از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بیکسی ،" هـــا " می کنم هر شب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را زچشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ، ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این وازه را تا صبح معنا میکنم هر شب

عید سعید قربان بر تمام مسلمین جهان مبارک باد .

شهادت حضرت باقرالعلوم (ع)بر حضرت بقیه الله "عج" (روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فدا) و همه رهروان و شیعیان آن حضرت تسلیت باد .

گاهی اندیشم که شاید سنگ حق دارد
باز می گویم : نه ! بی شک آتش و باران ،
من دگر خوابم می آید ،خسته ام ،پیرم
آه! کی این خفته یاران را توانم دید بیداران ؟
با دم نمناک سردت ،ای نسیم صبح بیداری !
چشم مستان مرا بیدار کن ،رفتند هشیاران .
گاه می اندیشم از آن سان
گاه نیز اندیشم و گویم :
ماجرای زندگی آیا
جز مشقتهای شوقی توأمان با زجر ،
اختیارش همعنان با جبر ،
بسترش بر بعد فرار و مه آلود زمان لغزان
در فضای کشف پوچ ماجراها چیست ؟
من بگویم یا تو میگویی
هیچ جز این این نیست ؟!
دیده ای بسیار و می بینی
می وزد بادی ، پری را می برد با خویش ،
از کجا ؟ از کیست ؟
هر گز این پرسیده ای از باد ؟
به کجا ؟ وانگه چرا ؟ زین کار مقصد چیست ؟
خواه غمگین باش ،خواهی شاد
باد بسیار است و پر بسیار ، یعنی این عبث جاری ست .
آه ! باری بس کنم دیگر
هر چه خواهی کن ، تو خود دانی
گر عبث ، یا هر چه باشد چند و چون ،
اینست و جز این نیست .
مرگ گوید :هوم ! چه بیهوده !
زندگی می گوید : اما باز باید زیست ،
باید زیست
باید زیست
آری فراق و از دست دادن برادری مهربان سخت است . ولی ما محکوم به زیستن هستیم .
برادری که 3 سال از عمر با عزت خودش را صرف حراست از مرزهای میهن اسلامی نمود .
حالا رفت و ما را تنها گذاشت با 2 دختر ناز دانه اش ( مهسا و فاطمه) .
ما ماندیم و بغضها در گلو و فریاد ها در حنجره و اشکها در چشم و جگر ها سوخته .
خدایش رحمت کند وبا مولایش محشورش نماید .
لطفا" با فاتحه ای روحش را شاد فرمائید.